السيد محمد حسين الطهراني

14

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)

أدِلَّةِ الْجِهَادِ ، فَتَرَجَّحَ عَلَى غَيْرِهَا . « 1 » انتهى موضع الحاجة . مى فرمايد : اگر إجماع مدّعى ثابت شود فَبِها ، و إلّا جاى مناقشه است كه أوّلًا بگوئيم : ولايت فقيه در زمان غيبت شامل مصالح عامّهء مسلمين بوده و معتضَد به عموم أدلّهء جهاد است ؛ و أدلّهء جهاد هم إطلاق و عموميّت دارد و مؤيّد عموميّت حدود اختيار ولايت فقيه است ؛ و در اين صورت بر إطلاقاتى كه در آن ، ظهور إمام عصر قيد شده است رجحان پيدا مىكند ؛ و بالنّتيجه مقصود از آن ، حاكم عادل است نه إمام عصر . و محصّل مطلب اينست كه : معلوم نيست إجماع مدّعَى ثابت شود ( همانطورى كه ايشان بعنوان إنّ تَمَّ فرموده‌اند ) زيرا إجماعُ المحصَّلِ غيرُ حاصلٍ و المنقولُ غيرُ حجّةٍ ؛ إجماع محصّل ثابت نيست و منقول هم حجّيّت ندارد . در اينجا هم غير از إجماع منقول چيزى نقل نشده است ؛ أدلّه عامّه ولايت فقيه براى ايجاب جهاد در زمان غيبت قائم و استوار است و عموم أدّلهء ولايت فقيه كه قبلًا بحث شده است دلالت مىكند بر اينكه تمام شؤون ولايت إمام براى فقيه أعلم و أشجع و أقوى ، و آن كسى كه با ولىّ خود يعنى إمام عصر متّصل است و مىتواند از آبشخوار ولايت إشراب بشود ، ثابت و محقّق است ؛ و چنين شخصى مىتواند أمر و نهى كند . و عموم أدلّهء علم و إطلاقات أدلّهء جهاد هم إلى يوم القيامة بر جاى خودش پا برجاست . بنابراين ، أدلّهء جهاد در زمان غيبت و حضور تفاوتى ندارد ، و در زمان ولايت فقيه عادل ، در صورتى كه حكومت بر او استوار باشد ( يعنى حاكم مبسوط اليد باشد ) مىتواند إقامهء جهاد كند . بلكه يكى از واجبات بر او إقامهء جهاد است ؛ و همانطورى كه بحث شد : بر حاكم لازم است لا أقلّ در هر سال يك مرتبه جهاد انجام دهد تا اينكه جهاد تعطيل نشود . و عزّت إسلام بر أساس جهاد است ؛ و وقتى جهاد از بين برود مردم حكم مرده را پيدا مىكنند و ذلّت و عدم تحرّك بر آنها حاكم مىشود . و چقدر رسول خدا از جهاد مستبشر بود ! و

--> ( 1 ) « جواهر الكلام » طبع ششم ( آخوندى ) ج 21 ، كتاب الجهاد ، ص 14